تحولات منطقه

گروه معارف - آمنه مستقیمی - یکی از ویژگی‌های تفسیر المیزان روزآمدی آن است و اکنون هم که سال ها از تألیف و تدوین این تفسیر می‌گذرد، ...

علامه طباطبایی   (ره)  جامعیت قرآن را به جامعه بشری معرفی کرد
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

 وقتی ما با شبهات نوپدید روبه‌رو می‌شویم و به «المیزان» رجوع می‌کنیم، گویی علامه طباطبایی(ره) این شبهات را می‌دانسته و پاسخ آن‌ها را به صورت دقیق مطرح کرده و این یعنی علامه علم خود را برای نسل‌های آینده نیز به میراث گذاشته است.

به مناسبت ایام بزرگداشت علامه طباطبایی(ره)، مفسر و معلم بزرگ قرآن؛ با حجت الاسلام‌والمسلمین محمود رجبی، قائم مقام مؤسسه 
امام خمینی(ره) و عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم درباره روش کار علامه در «المیزان» و چرایی جاودانگی این تفسیر به گفت‌وگو پرداخته‌ایم که مشروح آن پیش روی شماست.

 

 اگرچه علامه طباطبایی(ره) به کارهای علمی، تألیف آثار فراوان و اثرگذار و تربیت شاگردانی که هر کدام در تاریخ معاصر کشور نقشی بی نظیر داشته و دارند، معروف هستند، اما شهرت ایشان در جامعه بیش از هر چیز به تفسیر گرانسنگ «المیزان» مربوط است، چه مؤلفه‌ای در این تفسیر چنین نقش و جایگاهی را به آن می‌بخشد؟

در طول تاریخ اسلام، تفسیری از نظر جامعیت، اتقان، روزآمدی و پاسخگویی به نیازهای جامعه به پای «المیزان» علامه طباطبایی(ره) نمی‌رسد و به نظر می‌آید این تفسیر از الطاف الهی به شخص علامه بوده است. از این رو، جایگاه ممتازی در میان آثار اسلامی و شیعی دارد، اما متأسفانه آن‌گونه که باید قدر و عظمت این تفسیر به جامعه شناسانده نشده، هر چند توجه عالمان اسلام را از میان اهل سنت و شیعه به خود جلب کرده است.

جامعیت، نخستین ویژگی این تفسیر است و اندیشمندان آن را تصریح کرده‌اند؛ چنانکه شهید مطهری می‌گوید: هیچ موضوعی پیش نیامد که بخواهم پاسخ آن را بیابم مگر آنکه به المیزان رجوع کرده و پاسخش را یافته‌ام!

جالب آنکه برخی می‌گویند وقتی این تفسیر به دست ما رسید، کتابخانه خود را تعطیل کردیم و مشغول مطالعه آن شدیم!

از این رو، طرح موضوعات متنوع فردی و اجتماعی، تربیتی، حتی نظامی، سیاسی و اقتصادی توسط علامه طباطبایی(ره) در این تفسیر توانسته تا حد بالایی جامعیت قرآن را به جامعه اسلامی و بشری معرفی کند.

ویژگی دوم تفسیر «المیزان» روش ویژه‌ای است که مرحوم علامه در آن به کار گرفته است یعنی روش تفسیر قرآن به قرآن؛ البته پیشتر هم کسانی این ادعا را داشته اند، اما تفاوت بسیار زیادی بین آن‌ها و کار علامه وجود دارد، زیرا ایشان نخست روش کار را تبیین کرده و شبهات را پاسخ داده است، ثانیا استفاده فراوانی از تفسیر دیگر آیات برای فهم آیه مدنظر می‌کند تا جایی که در هیچ تفسیر دیگری چه در میان شیعه چه در میان اهل سنت، مانند آن دیده نمی‌شود.

 

 با توجه به آنکه قرآن کتاب سعادت و هدایت انسان ها آن هم با رویکرد فرازمانی و فرامکانی است آیا علامه طباطبایی(ره) در المیزان به این مسأله و روزآمدیِ کارِ قرآنی توجه داشته است؟

  بله، از ویژگی‌های المیزان روزآمدی آن است و اکنون هم که سال ها از تألیف و تدوین این تفسیر می‌گذرد، وقتی ما با شبهات نوپدید روبه‌رو می‌شویم و به المیزان رجوع می‌کنیم، گویی علامه این شبهات را می‌دانسته و پاسخ آن‌ها را به صورت دقیق مطرح کرده و این یعنی علامه علم خود را برای نسل‌های آینده نیز به میراث گذاشته است. دیگر ویژگی «المیزان» پاسخگویی به پرسش‌هایی است که در زندگی فردی و اجتماعی مردم مطرح می‌شود، یعنی ایشان به بیان مطالب محدود بسنده نمی‌کند، بلکه پرسش‌های مطرح را متوجه بوده و با الهامات غیبی، شبهات را بررسی کرده و پاسخ داده است. حتی گاهی شبهاتی را که به نظر می‌رسد اقتضای کار تفسیر نیست مورد توجه علامه طباطبایی(ره) قرار گرفته است همچون بحث مفصل ایشان درباره منطق و شبهات این علم.

 

 آیا علامه(ره) به بُعد اجتماعی قرآن هم در تفسیر خود توجه داشته‌اند یا فقط به طرح مباحث فردی بسنده کرده اند؟

  یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های المیزان، بُعد اجتماعی آن است. در میان تفاسیر شیعه تفسیری که با این وسعت، دقت و جامعیت به مباحث اجتماعی پرداخته باشد را سراغ نداریم. در واقع مرحوم علامه در مقام اندیشه دینی توانسته بُعد اجتماعی قرآن را برجسته کند، ایشان می‌فرماید: اسلام در تمام شؤون خود اجتماعی است و قرآن در تمام تعالیم بُعد اجتماعی زندگی بشر را مورد توجه قرار داده است. با چنین نگرشی مسایل اجتماعی فراوانی را از آیات استخراج کرده و گاه ذیل یک آیه چندین صفحه در باب نظریه پردازی و نظام سازی توضیح می‌دهد؛ برای مثال در مسایل اخلاقی و ارایه نظام و مدل اخلاقی اسلام، به مقایسه تطبیقی این نظام با نظام اخلاقی انبیای گذشته پرداخته است.

 

 عرفان چطور؟ آیا علامه(ره) به عرفان اسلامی و رگه‌های قرآنی آن، در المیزان نظر داشته است؟

  یکی از ابعاد مهم این تفسیر، توجه به عرفان صحیحِ اسلامی است، به عبارت بهتر علامه از آیات و اشارات عرفانی بخوبی بهره گرفته و در تنقیح مباحث اخلاقی-عرفانی، مطالب ارزشمندی را با روش قرآن به قرآن بیان می‌کند.

 برخی سعی می‌کنند کار گرانسنگ علامه طباطبایی(ره) را در المیزان به بهانه روش قرآن به قرآن و طرح شبهه بی توجهی ایشان به روایات در تفسیر، زیر سوال ببرند، آیا المیزان خود پاسخی متقن به این دست بهانه ها دارد؟

  در جنبه‌های تفسیر روایی در المیزان روایاتی را می‌بینیم که در منابع تفسیر روایی گسترده و پُرحجم ما نیز یافت نمی‌شود و در واقع بُعد دیگر از عظمت کار ایشان به تفسیر روایی باز می‌گردد. اینکه میان آیات و روایات پیوند برقرار شود کاری عظیم است و با اینکه کسانی توهم کردند مرحوم علامه با روش قرآن به قرآن به روایت بهای لازم را نداده است، می‌توان گفت ایشان بیش از کسانی که به تفسیر روایی توجه داشته‌اند به روایات اهتمام داشت، البته حساب شده و کارشناسانه.

 

 علامه طباطبایی(ره) از استادان مبرز فلسفه و صاحبنظر در این عرصه‌اند و شاگردان ایشان نیز تبحر استاد خود را در فلسفه بیش از پیش نشان می‌دهند؛ آیا تعقل و اندیشه فلسفی ایشان نیز در المیزان راه یافته است؟

 بله، بُعد فلسفی از دیگر ویژگی‌های المیزان است، زیرا علامه هم داده‌های عقلی را به کار گرفته و هم نسبت به استفاده نادرست از مباحث عقلی در تفسیر تذکر می‌دهد، همچنین، مباحث فلسفی را به صورت مستقل ضمن آیات بیان کرده است.

ایشان می‌گوید: دانشمندانی که در حوزه فلسفه در قله قرار داشته و برجسته بوده‌اند، از یک نکته ظریفِ روش شناسانه غفلت کرده‌اند، اینکه در مقام تفسیر نباید دیدگاه فلسفی را بر آیات تحمیل و تطبیق کرد و آیات را دستاویز تایید دیدگاه فلسفی خود قرار داد، این یعنی علامه تفسیر قرآن را از تفسیر به رأی جدا می‌کند!

ایشان نسبت به مسأله تفسیر به رأی هم هشدار داده و هم آسیب شناسی کرده و خود نیز در المیزان آن را مدِ نظر داشته است و در مواردی که می‌خواهد دیدگاهی فلسفی را مطرح کند مستقلا به آن می‌پردازد و در پیوند دادن به آیات، قرابت ها را رعایت می‌کند برخلاف مفسرانی که مبنا را آرای فلسفی خویش قرار داده و کوشیده‌اند این دیدگاه‌های شخصی را به کرسی بنشانند!

اما علامه طباطبایی(ره) با چنین رویکردی توانسته هم به فلسفه کمک کند و هم از مباحث فلسفی به شکل صحیح در تفسیر بهره بگیرد.

 

 با توجه به آنکه قرآن مهم‌ترین منبع ما برای تحول علوم انسانی و تولید نوع اسلامی آن است، آیا می‌توان از تفسیر المیزان به عنوان بازوی کمکی در فرایند تحول استفاده کرد؟

بدون شک یکی از ظرفیت‌های «المیزان» استفاده در بازسازی، تهذیب و تکمیل و تولید علوم انسانی اسلامی است.

البته این کار نیازمند آن است که دیدگاه‌های علامه در المیزان به صورت موضوعی و کارشناسانه استخراج و متناسب با رشته‌های علمی تنظیم شود، اگر چنین اتفاقی رخ دهد، ماحصل آن می‌تواند هم به متون درسی دانشگاهی تبدیل شود و حتی در متون آموزش و پرورش راه یابد و نیز دستمایه‌ای برای رسانه ملی باشد. افزون بر این، اگر این اندیشه ها تقسیم بندیِ موضوعی شود، می‌تواند برای سیاست‌های نظام در بخش‌های گوناگون اعم از تعیین راهبردها و راهکارهای عملی سودمند باشد. از این رو، طرح کلان «تفسیر موضوعی بر اساس المیزان» در مؤسسه امام خمینی(ره) در دست اجراست و 60 محقق و ناصح از رشته‌های مختلف علوم انسانی و اسلامی در آن فعال هستند و اگر به ثمر بنشیند، دستمایه خوبی برای ورود اندیشه‌های اجتماعی قرآن به زندگی است و می‌تواند حتی حوزه‌هایی مانند سبک زندگی و روابط بین‌الملل را پوشش دهد.

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • پیراسته فر IR ۰۰:۰۲ - ۱۳۹۴/۰۸/۲۵
    0 0
    دیدگاه شهید مطهری درباره استادش(علامه طباطبایی) «این مرد واقعا یکی از خدمتگزاران بسیار بزرگ اسلام است، او به راستی مجموعه تقوا و معنویت است،‌ در تهذیب نفس مقامات بسیار عالی طی کرده… کتاب تفسیرالمیزان ایشان یکی از بهترین تفاسیری است که برای قرآن مجید نوشته شده است… من می‌توانم ادعا کنم که بهترین تفسیری است که در میان شیعه و سنی از صدر اسلام تا امروز نوشته شده است…» «همه تفسیرالمیزان با فکر نوشته شده… من معتقدم بسیاری از این مطالب از الهامات غیبی است. کمتر مشکلی در مسائل اسلامی و دینی برایم پیش آمده که کلید حل آن را در تفسیرالمیزان پیدا نکرده باشم.»